خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > گزارش ویژه > ویژه سالگرد کمپین > نبض کمپین همچنان در همدان می زند/مهرداد حمزه

نبض کمپین همچنان در همدان می زند/مهرداد حمزه

17 شهریور 1386 - - نسخه قابل چاپ

حالا چند صباحی می شود که می خواهم چیزی در مورد کمپین بنویسم، اما هر بار اتفاقی می افتد و من از این کار باز می مانم. آنقدر غرق در روزمره گی خود شده ایم که خیلی چیزها را نه به اختیار بلکه به اجبار مجبوریم تنها در گوشه ای از ذهن خویش نگه داریم تا شاید زمانی برای بازگو کردنش پیدا کنیم. بی تردید آن زمان هم یا آنقدر دیر خواهد بود که دیگر گفتش فایده ای نخواهد داشت و یا آنقدر حرف برای گفتن داری که نمی دانی باید از کجا شروع کنی. اما چه می شود کرد. گاهی نگارش چند سطر هم بهتر است از هیچ نگفتن ....! ؟

همدان این کهن شهر ایران زمین از اولین شهر هایی بود که پذیرای کمپین یک میلیون امضا شد. 15 نفر از کنشگران جامعه مدنی در این شهر و دیار گرد هم آمدند و با هم عهد بستند تا مروج اهداف کمپین باشند و هر جا که رسید فریاد برابری خواهی زنان و مردان این کمپین را به گوش دیگران برسانند. بیشتر آنها آدم هایی بودند که در عرصه های دیگر قرار بود و هست نسل آینده این سرزمین را پرورش دهند و رسالت تعلیم و تربیت دانش آموزان این دیار را بر عهده داشتند. آنها و دیگرانی که بودند سال ها بود برای برابری تلاش می کردند، اما این بار برای هدفی بزرگتر گرد هم جمع شدند. ماه رمضان بود و پذیرایی از میهمانان پایتخت نشین کمپین کاری سخت. با این همه در حد توان جمع کارگاه آموزشی به نحو خوبی برگزار شد. حالا باید از فردا آن روز یاران کمپین در دیار همدان به کار خویش مشغول می شدند و تا جایی که مقدور بود ، همشهریان و دیگرانی که چندان از ماجرا با خبر نبودند آگاه می ساختند و خطوط مخصوص آنها را در قالب امضا برای تایید حرکتی برزگ جمع آوری می کردند.

با همت برخی دوستداران حقوق بشر در همدان دفترچه های کمپین منتشر شد. حالا نوبت به دوستان و آشنایان رسید. یاران کمپین با دادن دفترچه ها و توضیح در مورد اهداف کمپین، سعی در قانع کردن افراد برای امضای بیانیه کمپین داشتند و دارند. کمپین آغازی بود برای ندای برابری خواهی زنان و مردان آزادی خواه همدانی. آنها که سالیان سال در زیر برف و باران و باد و هجوم بیگانگان همچون سرو راست قامت ایستاده اند و همچنان سر تعظیم فرود نیاورده اند.

همه این ها گذشت. اندک اندک امضا ها جمع می شد. برخی یاران ما را تنها گذاشتند، اما پاره ای دیگر در میان راه به ما پیوستند. آنچه که از مرام نامه کمپین بر می آمد و دوستان ما در همدان نیز بر آن تاکید داشتند، اطلاع رسانی و حساس سازی مردم بود و بر این اساس سعی شد تا بیش از آنکه به دنبال بالا رفتن تعداد امضاها باشیم، به هدف غایی کمپین یعنی همان بالا رفتن آگاهی مردم بیاندیشیم. در این میان شاید بتوان گفت که موفقیت نسبی نیز بدست آوردیم. استقبال مردم از دفترچه های کمپین عالی بود و گاه اتفاق می افتاد که دفترچه ها بدون اینکه ما بخواهیم در میان مردم دست به دست می چرخید.

به بهانه های مختلف دور هم جمع می شدیم و این گردهم جمع شدن به طور منظم و هفته ای یکبار اتفاق می افتاد و در این بین پاره ای از صحبت ها یمان به کمپین و اتفاقات رخ داده در آن اختصاص داشت.

زمان گذشت. تا اینکه نزدیک به 8 مارس بود که انعکاس خبری همه ما را به تعجب وا داشت. 33 نفر از یاران کمپین در تهران بازداشت شده بودند. باور نداشتیم. اما گویا در این دیار تلاش برای آزادی و برابری خود بزرگترین جرم است !؟ شفاف باید بود و نباید از گفتن برخی چیز ها هراس داشت. این اتفاق روند رو به رشد کمپین در همدان را با یک ایست مواجه کرد. آدم هایی که غم نان دارند و هیچ کس نمی تواند این حق را از آنها بگیرد، برای ادامه راه مجبور به تامل گشتند. با این همه کمپین تعطیل نشد. اما روند کندی را در پیش گرفت که همچنان هم ادامه دارد. قطعا برای ادمه راه نیاز به برنامه داریم. شاید راه اندازی یک وبلاگ یا سایت و یا جذب افراد جدید برای جمع آوری امضا تاثیری در روند کمپین در پایتخت مادها بگذارد. شاید هم .... حرف های دیگر بسیار است که نه مجالی برای گفتن است و نه ذهن یاریگر گفتن نکاتی بیشتر. نقد هایی هم به کل فرآیند کمپین در طول سالی که گذشت هست، که باشد برای وقتی دیگر.

باورمان این است که کمپین هیچ گاه تعطیل نخواهد شد ، اما چه می شود که مشکلات بسیار است و راه دشوار. اما باز ما همچنان که طول تاریخ ایستاده ایم، خواهیم ایستاد و هراس به دل راه نمی دهیم. این نه برای ما که از آن همه انسان هایی است که در کمپین برای برابری تلاش می کنند و عاشقانه به روزهای آینده دل بسته اند.

سر انجام باورت می کنند

باید این کوچه نشینان ساده بدانند

که جرم باد

ربودن بافه های رویا نبوده است (دیرآمدی ری را، سید علی صالحی)

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

بروشور اعتراض به لایحه حمایت از خانواده
2200 نفر به فراخوان ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه خانواده پیوستند
اعتراض بیش از 900 نفر از فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به حکم هانا عبدی:حکم هانا عبدی غیر منصفانه است و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نیست
22 خرداد در كنار درياچه زريوار
دختری که از من پیرتر بود/ تقدیمی از ایرج جنتی عطایی به جنبش زنان ایران

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English