به نام دختر، به کام مردسالاری

پريسا کاکايي

بسیاری از کنشگران حوزه زنان وفعالان حقوق کودک، به روز دختر که توسط ارگان های عقیدتی پیشنهاد و تصویب شده است انتقاد دارند. اما این نقد در بخشی، به مقابله با چنین روزی انجامیده است و در بخشی دیگر، تلاش برای تبدیل محدودیت ها به فرصت ها را در پی داشته است. این مطلب سعی دارد تا ضمن بررسی مفهوم روز دختر در ایران و نقدهای موجود، به این پرسش پاسخ دهد که آیا روز دختر، روزی برای پاس داشتن کلیشه های جنسیتی ست یا فرصتی برای ترویج حقوق دختران؟

در ایران، بر اساس مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، اول ذیقعده به عنوان روز ملی دختر و در حقیقت به یاد خواهر امام هشتم شیعیان، حضرت معصومه نام گذاری شده است چرا که در روایت های دینی او به زهد و عبادت و پاکدامنی معروف است. در این روز بسیاری با هدیه، شعر، پیامک و روش های دیگر، دختران خود را مورد ستایش قرار داده و برای آنها آینده ای خوب آرزو می کنند. البته این روز تنها ابتکار ایران نیست بلکه سازمان ملل نیز یازدهم اکتبر را به عنوان روز بین المللی دختر معرفی کرده است. این مطلب سعی دارد که به طور خلاصه به چرایی لزوم چنین روزی برای دختران بپردازد و تفاوت منشا ایرانی و بین المللی آن را بررسی کند.

دختر به چه کسی می گویند؟

در فرهنگ رایج ایرانی، دختر، فرد مونثی ست که هنوز ادواج نکرده و باکرگی خود را حفظ کرده است. این کلمه صرفا به دختران زیر 18 سال اشاره ندارد بلکه می تواند شامل زن میان سال مجرد نیز بشود تنها با این تفاوت که پسوند “ترشیده” را به “دختر” اضافه می کنند تا بگویند دختر مورد نظر فردی ست که از سن ازدواجش گذشته و همسری پیدا نکرده است و احتمالا امیدی هم به آینده نیست. علاوه بر فرهنگ عمومی، حتی در گفت و گو با پزشک هم بسیار مشاهده شده که چه بیمار و چه پزشک کلمه دختر را مترادف با باکرگی به کار می برند. در حالی که در گفتمان رایج در حقوق کودک و سازمان ملل، دختر  معادل “girl” قرار می گیرد و مخاطب، کسی ست که زیر 18 سال سن دارد. او کودکی ست که نه به واسطه باکرگی بلکه به دلیل سن زیر 18 سال هنوز زن خوانده نمی شود. به همین دلیل است که وی هم مشمول حقوق کودک می شود و هم حقوقی که از او در مقابل تبعیض های جنسیت محور حمایت می کنند.

با جستجویی جزئی در مقالات، اشعار، پیامک ها و مطالب موجود در مورد روز دختر در ایران به راحتی می توان دید که منشا روز دختر و چرایی آن، تفکری ست که نه تنها در تلاش گسترش حقوق دختران نیست بلکه اتفاقا به تبعیض جنسیتی  دامن زده و کلیشه های جنسیتی موجود را تقویت می کند. بیشتر این مطالب در حالی که الگوی مشخصی از “دختر مسلمان” که بر اساس “تقسیر جمهوری اسلامی از اسلام” تعریف شده است را به عنوان دختر شایسته به جامعه تحمیل می کنند، هم زمان بر مقام و جایگاه این دختران تاکید کرده و مردان را به تکریم آنها دعوت می کنند. خارج از این الگو مسوولیت هر آنچه بر دختران می رود بر عهده خود آنان است. این الگو معیارهای خود را دارد که به طور حتم بکارت، نجابت، طرز بیان، رفتار، کردار و پوشش فاکتورهای اصلی و تعیین کننده ی آن هستند و سعی دارد دخترانی را تربیت کند که آن زن والای اسلامی کلیشه ای مورد نظر خود را برای آینده شکل دهد. زنی که الزاما با الگوی های سنتی همخوان نیست اما خطوط قرمز و محدودیت های جنسیتی خود را می داند و بزرگترین جهادش همسرداری و فرزندآوری ست. نمونه های بارز این ارزش گذاری و الگوسازی را می توان در برنامه های صدا و سیما پیدا کرد. البته الگوی دختر “پاک و نجیب” نسخه مدرن دیگری هم دارد که احتمالا شامل نحوه پوشش نمی شود و به خانواده های غیرمذهبی یا آنان که خود را به اصطلاح “مدرن” می خوانند تعلق دارد. آنها اگر چه نگاه غیرمذهبی به روز دختر و مفهوم نجابت دارند اما از همان تابوها و کلیشه های جنسیتی پیروی کرده و پاکی دختران و آینده درخشان را در گرو باکره بودن، همسر خوب یافتن و همسر خوب بودن می دانند. تاکید می شود که همچنان از نظر این گروه نیز “دختر” کسی ست که هنوز ازدواج نکرده است.

girls2

در حقیقت برخورد جامعه با این روز از گرامی داشت پاکی و نجابت و امید به همسر و مادر خوب بودن فراتر نمی رود. ذهنیت مردسالار جامعه در عین حال که با کلماتی فریبنده دختر را “منبع عشق و پاکی” معرفی می کند به یاد او می آورد که: ” امروز که دختری در آینده مادر دختر دیگری هستی و روزی می آید که مادربزرگ میشوی پس جدا از همه ی ناپاکیها تو پاک بمان.*” پاکی اگرچه معنای گسترده تری از بکارت را در بر می گیرد اما دغدغه اش حفظ بکارت جسم و روح دختر است. البته این دغدغه به سوال هایی از این دست بر نمی گردد که آیا رابطه جنسی پیش از 18 سال می تواند به جسم و روان نوجوان و جوان آسیب برساند؟ چقدر عاشقی ها و روابط این دوران بر اساس آگاهی ست؟ آنها چه میزان به بارداری ناخواسته و بیماری های جنسی آگاه هستند؟ وظیفه ما در مقابل چنین مساله ای چیست؟ که اگر اینگونه بود حساسیت مزبور، پسران را نیز شامل می شد و به آموزش هر دو جنس در مدارس و خانواده می انجامید. در حالی که این نگرانی تنها به صفت سازی های چون “پاکی” و “نجابت” ختم شده و قصد دارد نوجوانی که به هر دلیلی درگیر چنین موضوعی شده است را در احساس گناه و ناپاکی و رانده شدن از اجتماع غرق کند. روز دختر اسلامی ایرانی می خواهد با مفاهیمی چون قداست، نجابت، پاکی و زن زندگی و خانواده بودن زندگی و بدن زن جوان بالای 18 سال را نیز کنترل کرده و به او بگوید هیچ گاه مالک بدن خود نیست. همانطور که اشاره شد پرسش این جاست که مدافعان روز دختر ایرانی تا چه حد پا را از کلیشه ها فراتر گذاشته و به بحث حقوق دختران به عنوان افراد زیر 18 سال پرداخته اند؟ چه میزان آموزش جنسی را از حقوق آنها دانسته و سعی کرده اند با افزایش آگاهی میزان آسیب پذیری آنها را کاهش دهند؟ آیا کودک به خصوص کودک دختر به بدن خود آگاه است؟

از سوی دیگر، سازمان ملل نیز روز بین المللی دختر را تعیین کرده است تا به بهانه آن چالش ها، موانع، محدودیت ها و فرصت های موجود در مورد کودکان دختر را بررسی کرده و دولت ها را تشویق کند که این روز را سرآغاز رفع تبعیض جنسیتی علیه کودکان دختر قرار دهند و به افزایش آگاهی در مورد وضعیت کودکان دختر سراسر جهان کمک کنند. اگرچه حتی بحث حقوق کودک و به خصوص دختران از منظر سازمان ملل نیز خود محل منازعات و نقدهای بسیاری ست که در این بحث نمی گنجد اما روز بین المللی دختر در تلاش تبلیغ معیارهای دخترشایسته از نوع غربی و غیرغربی نیست و نمی خواهد الگویی به جامعه جهانی ارائه دهد بلکه تنها در جهت بهبود وضعیت دختران با تاکید بر حقوق آنها قدم بر می دارد.

چه باید کرد؟

بسیاری از کنشگران حوزه زنان و فعالان حقوق کودک، به روز دختر که توسط ارگان های عقیدتی پیشنهاد و تصویب شده است انتقاد دارند. اما این نقد در بخشی، به مقابله با چنین روزی انجامیده است و در بخشی دیگر، تلاش برای تبدیل محدودیت ها به فرصت ها را در پی داشته است.  درست است که در ایران کاربرد کلمه دختر به عنوان باکره رایج است اما به جای حذف آن که اتفاقا یکی از ضروری ترین مباحث مورد نیاز جامعه است باید به فرهنگ سازی پرداخت. باید آن را از بار ارزشی خود تهی کرد و اصرار کرد که منظور از کلمه دختر، کودکان و نوجوانان زیر 18 سال است. حقوق و حمایت های مورد نیاز آنها را مطرح کرد و محدودیت ها و موانع را به چالش کشید. وگرنه با حذف کلمه دختر و جایگزین کردن “زن”، چگونه می شود این تفاوت ها را بررسی و نیازها را شناسایی کرد و به آنها پاسخ گفت؟ چگونه ممنوعیت ازدواج دختران را مطرح خواهیم کرد و تبعیض تحصیلی آنها را به دلیل جنیست شان نقد خواهیم کرد؟ چگونه بر لزوم افزایش امنیت فضای عمومی، مدرسه سازی و تسهیل وسایل حمل و نقل دختران به مدرسه در مناطق دور افتاده تاکید خواهیم کرد؟ بنابراین شاید بهتر این باشد که هر سال به جای مقابله با روز دختر در ایران، آن را به نفع روشنگری و افزایش آگاهی نسبت به حقوق دختران مصادره کرد. این ایده را می شود هم با موضوعات پیشنهادی هر ساله ی سازمان ملل در روز جهانی دختر همراه کرد و هم نیازهای امروز دختران را در جامعه ایران سنجید و هر سال یک موضوع مهم را محل بحث و گفت و گو قرار داد.

اگرچه تا اکتبر 2014 و روز جهانی کودکان دختر زمان زیادی باقی نمانده است و در سال جدید موضوع تازه ای مطرح خواهد شد اما از فرصت روز ایرانی دختر استفاده کرده و موضوع سال 2013 را که مربوط به حق تحصیل است بار دیگر یادآور می شوم. حق تحصیل از حقوق ابتدایی کودکان است که دختران به دلیل جنسیت خود با تبعیض های بیشتری در این زمینه مواجه می شوند. چه در مناطق شهری و چه روستایی، تبعیض طبقاتی و قومی در کنار تبعیض جنسیتی از موانع بزرگ تحصیل دختران محسوب می شوند. آنها گاه برای کمک به درآمد خانواده به کارهای تولیدی، خانگی و گاه خیابانی وادار می شوند. برخی به دلایل سنتی، مذهبی و اقتصادی مجبور به ازدواج زودهنگام می شوند و در نتیجه در حالی که هنوز آمادگی جسمی و روانی ندارند ممکن است بارداری، فرسایش بدنی و مرگ و میر را در پیش رو داشته باشند. آنها گاه به دلیل دور بودن مدرسه و ناامنی جاده ها از تحصیل محروم شده و نقش های جنسیتی رایج را می آموزند تا به خانه شوهر بروند. از سوی دیگر دخترانی که شانس رفتن به مدرسه و حتی رسیدن به مدارج عالی را دارند چنان مقهور برنامه های درسی جنسیت زده می شوند که این نگاه به طور ناخودآگاه در آنها نهادینه شده و در جامعه بازتولید می شود. به نظر می رسد علاوه بر تاکید بر حق تحصیل دختران، وقت آن است که بیشتر از پیش بر لزوم بازبیینی در محتوای سیستم آموزشی تاکید شود و یا حداقل با آموزش به خانواده ها سعی شود که نقش های جنسیتی، کلیشه ها و باورهای غلط در خانه بازتولید نشوند. با توجه اینکه رسانه و سیستم آموزش و پرورش در دست افرادی ست که تمایلی به تغییرات مزبور از خود نشان نمی دهند این امر شاید رویایی دور به نظر آید اما جامعه مدنی تا به حال ثابت کرده است که با استفاده از شبکه های اجتماعی، فضای مجازی و کارگاه های آموزشی در فضای واقعی توانسته است گامی نه بزرگ اما مثبت را در جهت آگاه سازی بردارد.

                                                                                                       

* برگرفته از تصويري براي تبريک روز دختر در فيسبوک